مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
454
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
تو را اگر ملك چينيان بديدى روى * نماز بردى و دينار برپراكندى به منجنيق عذاب اندرم چو ابراهيم * به آتش حسراتم فكند خواهندى ترا سلامت باد اى گل بهار و بهشت * كه سوى قبلهء رويت نماز خوانندى از تأليفات او آنچه بهجا مانده است عبارتند از : 1 - تفضيل لذات ؛ 2 - رساله در علم الهى . [ 275 ] شهيد بن راز محمّد قافلهباشى مولانا ضياء الدّين شهيد بن راز محمّد قافلهباشى اصلا ازبك بود . اين دانشمند در سال 1212 ه . ق . در گذر سربلاق خانه واقع در شهر ميمنه ديده به جهان گشود . ضياء الدّين شهيد در هشتسالگى به تحصيل علم پرداخت و در مدت چهار سال تحصيلات ابتدايى خود را به اتمام رسانيد او گوى سبقت را از اقرانش ربود و به همين خاطر مورد توجّه خاص استاد خود قرار گرفت . وى در 12 سالگى با دخترى ازدواج كرد و در 13 سالگى پدرش را از دست داد و اين واقعه جانگداز تاثير سوئى در روحيهاش باقى گذاشت . او از علايق خود كاست و به قصد تحصيل راه بخارا را در پيش گرفت و مدت شش سال در مدارس معروف و جامع اسلامى به تحصيل علم پرداخت . نظر به استعداد خدادادى در مدت كوتاهى به مدارج عالى علمى رسيد و با اخذ گواهى اجتهاد به وطنش ميمنه بازگشت و به تدريس پرداخت و تشنگان علم را سيراب كرد ؛ ولى متأسفانه پس از سه سال يعنى در سال 1234 ه . ق . به دست فردى ناشناس به قتل رسيد و در شمال غربى شهر ميمنه در گذر سربلاق خانه به خاك سپرده شد كه نام كنونى اين محل به گذر عطار خانه مشهور است . مولانا ضياء الدّين شهيد فرزندى به نام سلطان محمّد داشت كه اين فرزند در 6 ماهگى پدرش را از دست داد و در آغوش پرمهر و محبت مادر بزرگ شد . اين فرزند مانند پدر در بين اقوام به سخاوت و فتوت شهرت